![]() |
![]() |
|
| خدایا آنقدر بر پای طلب تاول نامرادی نشسته است که جز تو هیچ معبودی را سراغ ندارم........ |
|
خوشبختی یعنی : دیدین حرف هیا پشت سکوت ،خاموش کردن شمع غرور با یه فوت ، خوشبختی یعنی دیدن نقاش بال شاپرک خوندن آرزوها توی دستهای قاصدک، حس کردن تشنه لبی توی لیوان آب یخ ،لمس کردن خاطرات چه شیریتن و چه تلخ، خوشبختی یعنی سفر،پشت پرچین خیال دیدن چشم های تو ،رها شدن تو لحظه ها ز هست و نیست مثل یه پر . خوشبختی یعنی شنیدن اسم یه دوست از لب باد وقتی که دوره و فاصله ها اونو برده ز یاد ، خوشبختی یعنی نقش کلیدی باش به یه قفل ،واسه درمونده راه ،راه عبور باش مثل پل ، چه خوبه دل به دریا بزنی اگه دل دریایی باشه می بردت اون جا که خوشبختی باشه ، اگه دل دریایی باشه می بردت اون جا که خوشبختی باشه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط angel |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط angel |
|
|
وسیع باش و تنها، سر به زیر و سخت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط angel |
|
|
آب اقیانوس را با آه خود تسخیر کرد فکر کردم میتوان با قطره ای از اشک خود دشت های تشنه روی زمین را سیر کرد فکر کردم برکه ی پاکیزه قلب تو را می توان با یک نگاه ساده هم تعبیر کرد فکر کردم رفتنت را میتوان از یاد برد هیچ فهمیدی دلم را رفتن تو پیر کرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط angel |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوندا!
که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار |
|
RSS
|