( قيام امام حسين عليه السلام بخاطر رضايت مردم نبوده، بلکه بخاطر رضايت خدا و براي مردم بوده)
شهيد مطهري: اصلا نامي از دعوت مردم کوفه نبود، هنوز مسئله مردم کوفه مطرح نبود ...
روزی که از مدینه حرکت کرد ، در حال قیام بود . در آن وصیتنامهای که به برادرش محمد ابن حنفیه مینویسد ، میگوید : « انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما ، انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی » . مردم دنیا بدانند که من یک آدم جاه طلب ، مقام طلب ، اخلالگر ، مفسد و ظالم نیستم ، من چنین هدفهائی ندارم . قیام من ، قیام اصلاح طلبی است . قیام کردم ، خروج کردم برای اینکه میخواهم امت جد خودم را اصلاح کنم . من میخواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم . در نامه به " محمد حنفیه " نه نامی از بیعت خواستن است ، نه نامی از دعوت مردم کوفه ، و اصلا هنوز مسئله مردم کوفه مطرح نبود .
در این منطق یعنی منطق هجوم ، منطق شهید ، منطق توسعه و گسترش دادن انقلاب ، امام حسین کارهائی کرده است که جز با این منطق با منطق دیگری قابل توجیه نیست . چطور ؟ اگر منطقش فقط منطق دفاع میبود ، شب عاشورا که اصحابش را مرخص میکند ( به دلیلی که عرض کردم ) و بیعت را بر میدارد تا آنها آگاهانه کار خودشان را انتخاب بکنند ، بعد که آنها انتخاب میکنند باید اجازه ماندن به آنها ندهد و بگوید شرعا جایز نیست که شما اینجا کشته شوید ، اینها مرا میخواهند بکشند ، از من بیعت میخواهند ، من وظیفهام اینست که بیعت نکنم ، کشته هم شدم ، شدم ، شما را که نمیخواهند بکشند ، شما چرا اینجا میمانید ؟ شرعا جایز نیست ، بروید .
نه ، اینجور نیست . در منطق ثائر و انقلابی ، در منطق کسی که مهاجم است و میخواهد پیام خودش را با خون بنویسد ، هر چه که این موج بیشتر وسعت و گسترش پیدا کند ، بهتر است ، چنانکه وقتی که یاران و خاندانش اعلام آمادگی میکنند ، به آنها دعا میکند که خدا به همه شما خیر بدهد ، خدا همه شما را اجر بدهد ، خدا . . .
چرا در شب عاشورا " حبیب بن مظاهر اسدی " را میفرستد که برو در میان بنی اسد اگر میشود چند نفر را برایمان بیاور . مگر بنی اسد همهشان چقدر بودند ؟ حالا گیرم حبیب رفت از بنی اسد صد نفر را آورد . اینها در مقابل آن سی هزار نفر چه نقشی میتوانستند داشته باشند ؟ آیا میتوانستند مثلا اوضاع را منقلب کنند ؟ ابدا . امام حسین میخواست در این منطق که منطق هجوم و منطق شهید و منطق انقلاب است ، دامنه این قضیه گسترش پیدا کند . اینکه خاندانش را هم آورد ، برای همین بود ، چون قسمتی از پیامش را خاندانش باید برسانند . خود امام حسین کوشش میکرد حالا که
قضیه به اینجا کشیده شده است ، هر چه که میشود داغتر بشود ، برای اینکه بذری بکارد که برای همیشه در دنیا ثمر و میوه بدهد . چه مناظری ، چه صحنههائی در کربلا به وجود آمد که واقعا عجیب و حیرت انگیز است !
"بياييم حادثه كربلا را چنان فهم كنيم كه غذايي به روحمان بدهد نه اينكه نفتي باشد برآتش احساساتمان "
یا حسین (ع)
التماس دعا 